داشتم در مورد عشق می اندیشیدم، کلمات را در ذهنم کنار هم می نهادم

تا تعریف زیبایی از عشق داشته باشم

قطره ای اشک ازدیدگانم جاری شد

باخودگفتم: وقتی من شاهد بارش دانه های برف هستم

وقتی می بینم نور ماه پهنه آسمان تاریک را روشن می کند

دیگر نمی توانم تعریفی از عشق داشته باشم

زیرا باتمام وجودم احساس می کنم که

دوستش دارم 

خدایی را که ضربان قلبم به اراده اوست