چرا باران می بارد ؟
خداوند متعال، باران رحمتش را از آسمانی که حفاظی است در برابر شهاب سنگهایی که تعقیب کننده ی شیاطینی است که می خواهند، دامان پاک آسمانها را به قدوم ناپاکشان بیالایند، می باراند، برفراز سر ما، ما انسانهایی که حتی فراموش می کنیم آسمان شب برای ما جایگاهی است برای اندیشیدن به اینکه شیطان در نزدیکی ماست همین زمینی که مغرورانه برآن قدم می گذاریم .
خداوند باران رحمتش را برای سیراب کردن،همه ی مخلوقاتش برروی زمین، ارزانی می فرماید،برای درختانی که بیشترازما انسانها،سربه سجده ی بندگیش نهانده اند.
برای دریاهایی که حتی صدای امواج خروشانشان،سیلی است نوازنده برگوش انسان،که ای انسان من هم شکرخالقم رامی گویم اما تو چه فراموشکارانه ، روزهارامی گذارانی.
باران برای سیراب کردن بیابانهایی است که حتی درخشکسالی هم ،شنهای روانشان، نام خدا را زمزمه می کنند و ناسپاسانه ،مثل من انسان،درسختیها،خدا رابه عتاب نمی خوانند .
باران رحمت خداوند،نوازشی است که برگهای گلها،را به شبنم می آلاید،تا پروانه ای تشنه ازآن سیراب شود،وزیبایی بالهایش تذکری است برای ما انسانها که خالق زیباییها همین جاست درکنار ما. چرا فراموشش می کنیم، درحالیکه او هیچ گاه هیچ کدام از آفریده هایش را فراموش نمی کند.
ومی توان به تعداد قطرات بارانی که از آسمان رحمت خدا می بارد، از خدای زیبایی ها نوشت
افسوس قلمم توانانیست که قطرا ت رحمت خداوند بی شمارند
براستی چه کسی ستون هایی که به وسیله آن آسمان برفراز سرمان برافرشته و استوار است را دیده است؟ خوب بنگرید. شاید بتوان دید.