وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ

و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم و بى‏گمان ما [آسمان] گستريم

 

وقتی به آسمان برافراشته شده برفرازسرمان می اندیشیم

 تصویری که ازآن برذهنمان ، نقش می بندد به رنگ آبی است

ولی آسمان ،همیشه آبی رنگ نیست

گاه تیره است و خاموش  وخسته

زمانی،سرخ است و بغض آلود و گریان

وچه بسیار روزهایی که نگاهم به این بی کران ،به سرخی هنگام غروبش  بوده است

آنگاه که دلم  همانند آسمان گریسته

وقتی دیده  ، کودکی ازترس برخویش می لرزد

بی گناهی درخون می غلطد

شایدشما هم قطرات اشک برروی گونه هایتان لغزیده است

وقتی ،شاهدبی رحمی انسانهایی بوده اید که جنگ وخشونت برایشان ، واژه ای آشناست

اشک کودکی، دلشان رانمی لرزاند

نگاه ملتمسانه مظلومی  ،قلبشان رابه رحم نمی آورد

 

خدایا

ای صاحب آسمانها و زمین

ای خالق برترینها و بهترینها

دستهایم رابه سوی آسمان رحمتت بلند می کنم

وازتو، یگانه زیبایم می خواهم

که روزی بیایدکه لبخند و مهربانی ،صلح و صفا و آرامش

همانندشکوفه های بهاری، برشاخسار دلهای مردمان ، به بار بنشیند