لقا الله
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ
الزُّجَاجَةُكَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا
يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ
لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
بارها مرابه فکر فروبرده است،مشکاتی،روشن چراغی،ستاره ای
درخشان،روشن ازدرخت زیتون،نه شرقی است ونه غربی،وشرق وغرب
بدان فروزان
ولله المشرق والمغرب فاینما تولو ثم وجه الله ان الله واسع علیم
بس به هر طرف روی کنید به سوی خدا روی آورده ایدوخدایی که نزدیک است
واذا اسئالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبوا
لی ولیومنوا بی لعلهم یرشدون
ونوری بر روی نوری دیگر وخدا هرکه رابخواهدبه نور خود هدایت کندوهرکه را
خدانوری نداده باشد ازنوربی بهره است
ولله ملک السماوات والارض والی الله المصیر
وبازگشت به سوی خداست
آیا می توان خدار ادید آن هم به چشم ظاهر نه به چشم دل وبصیرت؟
مرابه فکر فرومی بردمگر نه اینکه به آسمان نگریسته ام ،ستارگان را مرور
کرده ام باران رابه تماشا نشسته ام ودر سکوت فریاد ربنا بر آورده ام
وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره
آیا این آیه ی شریفه دلیل بردیدن خدای متعال به چشم ظاهر دارد؟
در ذهنم کلمات را جستجومی کنم خاموش زمزمه می کنم
فلا تجعلوا لله انداد وانتم تعملون
پس کسی را مانند او قرار ندهید درحالیکه می دانید خدا بی مانند است
الذین یظنون انهم ملاقوا ربهم وانهم الیه راجعون
قد خسر الذین کذبوا بلقاءالله حتی اذا جاءتهم الساعه بغته قالوا یا حسرتنا
آیا لقاءالله یعنی خدارادیدن،آیا ناظره یعنی خدارا به چشم ظاهر دیدن در
سرای آخرت
یسئلک اهل الکتاب ان تنزل علیهم کتابا من السماء فقدساءلوا موسی اکبر
من ذالک فقالوا ارناالله جهره فاخذتهم الصاعقه بظلم
مگر نه اینکه قوم موسی درخواست دیدن خداراکردن وخدافرمودهرگز
مرانخواهی دیدبه کوه بنگر اگر کوه برجای خود ماندتونیز مراخواهی دید.
آیا کوه برجای خود ماند؟
ولماجاءموسی لمیقاتنا وکلمه ربه قال رب ارنی انظر الیک قال لن ترانی
ولکن انظرالی الجبل فان استقر مکانه فسوف ترانی
به فکر فرورفتم آیا منظور ندیدن خدای متعال دراین دنیا بوده است یابرای
همیشه
لاتدرکه الابصار وهو یدرک الابصر وهوالطلیف الخبیر
دیده ها اورا درک نکنند
ولقاءالله باز مرا به فکر فرو برد
الله الذی رفع السماوات بغیر عمد ترونها ثم الستوی علی العرش وسفر
الشمس والقمر کل یجری لاجل مسمی یدبر الامر یفصل الآیات لعلهم
بلقاءربهم توءقنون
وآخرین پاسخی که برای سوالم یافتم این بود
وقال الذین لایرجون لقاءنا لولا انزل علینا الملائکه او نری ربنا لقد استکبروا
فی انفسهم وعتو عتوا کبیرا
یوم یرون الملائکه لابشری یومئذ للمجرمین ویقولون حجرا محجورا
ودراین آیه خدای متعال بیان می نماید،کسانی که لقاءاش را انکار می کنند
مگر اینکه فرشتگان را به چشم ببیند وخدارا وخدای متعال بیان می نماید
روزی که فرشتگان رابه چشم ببیند وبیان نمی فرماید مرا به چشم ببینند
وآخرین تلنگرم بر صفحات ،سکوتی است که در آن می شنوم
سبحانه وتعالی عما یقولون علوا کبیرا
براستی چه کسی ستون هایی که به وسیله آن آسمان برفراز سرمان برافرشته و استوار است را دیده است؟ خوب بنگرید. شاید بتوان دید.