قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّمَاء وَالأَرْضِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

خدایا

 بازهم من آمدم

نمی توانم بگویم از راه دور،آخر به من نزدیکی

نزدیکتر از رگ گردنم

خدایی به این نزدیکی،درعین عظمت وبزرگی

شب است وستاره ها مثل همیشه به من لبخند می زنند

من هم غرق تماشای آسمان

بازهم بنویسم دلم گرفته

بازهم بنویسم قطره های اشک ،روی صورتم میلغزد

بازهم بنویسم،می خواهم فریاد خاموش برآورم

خدایا

می دانی دلم ،بارانی است

چشمهایم ،ابرهای بارانی

دلم هوای گریه دارد

هواهم بوی باران می دهد و آسمان هم

بازهم اشکهایم می غلطد وآرام وآرام بر صورتم می لغزد