سپیدوصورتی
يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ
وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

وچشمانم خیره بر زیبایی سپید وصورتیش
لطافتش با لمس انگشتانم احساس می شود
وتمام خاطره های شیرین،بر ذهنم نقش می بنند
چه زیباست لطافت شکوفه های آویخته از شاخه های درختان
ودر پس نگاه من ،از آن دورها ،آسمان هم پیداست
زیبایی ولطافت
وتمام احساس آسمانی که در دیدگانم جمع می شود
تا همانند آسمان ببارد
تلنگر زیبای قطرات آسمان
بر گلبرگها
وشبنم نقش بسته شده بر لطافت وصف ناشدنیشان
وغلطیدن شبنم
وبازهم تلنگری بر صورت خسته ی زمین
چه زیبایی شگرفی
آه
که گاه قدرت تعقل آدمی کوتاه است
وچشمانش نابینا
وگوشهایش ناشنوا
گوش فرادهید
آرام صدای زمزمه ای به گوش می رسد
نسیم آرام ازمیان شکوفه ها عبور می کند
وصدای تسبیح آنها را به گوشمان می رساند
نگویید اکنون فصل شکوفه هانیست
کمی تامل کنید
همیشه شکوفه ها برروی درختان هستند
درختانی که می تواند وجود هر کدام از ما باشد
و شکوفه هایش هم آرام آرام
زیر لب سبحان الله را زمزمه نمایند
آری
دنیای زیبایی است دنیای شکوفه ها
همان رنگ سپید وصورتی
همان زمزمه سبحان الله
والحمد لله
ولا اله الا الله
والله اکبر
آرام به گوش می رسد
گوش فرا دهید
طبیعت خدارا می خواند
خدای خالق رنگها را
براستی چه کسی ستون هایی که به وسیله آن آسمان برفراز سرمان برافرشته و استوار است را دیده است؟ خوب بنگرید. شاید بتوان دید.