بیابانهای خشک وسوزان
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

بیابانهای سوزان و خشک
و بوته های خار، آنچه بی ارزش است وتلخ
خشکی شاخه هایشان و تیزی خارهایشان
سکوت تلخ بیابانها، اینکه تا دوردستها فقط شن است وخار
به ندرت آب گوارایی به چشم می خورد و هرچه هست سراب است و خیال
وای چقدر قدرت درک و تعقلم ساده است وکوتاه
بایدخوب گوش فرادهم، وچشمانم را به روی واقعیت بدوزم
آری نسیمی آرام می وزد، گرمای سوزان خورشید حیات بخش است و دلنشین
حتی قطره ای باران، سبزی برگهای بوته ها را نویدبخش است
بیشتر،چشمانت را بگشا
آری صدای نسیم، آهنگ زمزمه های خدایی رابا خود به این سووآن سو می برد
صدای تسبیح و ثنای شن ریزه ها
صدای تسبیح بوته های خار، که هرچیزی را که ازدید ما پست و بی ارزش است
نعمت خدای حنان ومنانش خوانندو بی هیچ کاستی ای به سجده اش مشغولند
چقدر زیباست سکوت شبهای سردبیابانها
با گرمی یاد خدا
آیا تابحال به این اندیشیده ایدچرا روزهای بیابان گرم وطاقت فرساست وشبهایش سردوتاریک؟
زیراآنجا که سکوت است، آنجاکه گرمای سوزان خورشیداست و سرمای طافت فرسا
آیات خدای مهربانم به تصویرکشیده شده است، همیشه تضادها، زیباودلنشین است و نشان
از خدایی که به ما قدرت تعقل ونگریستن داده است
بیابان تجلی گاه نور مهتاب است و یاد خدا
براستی چه کسی ستون هایی که به وسیله آن آسمان برفراز سرمان برافرشته و استوار است را دیده است؟ خوب بنگرید. شاید بتوان دید.