خدایی که مرا می بیند
فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ
وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ

قلمم می نگارد از خدایی که مرا می بیند.
خدایی که از لحظه ی آفرینشم تاکنون همیشه
شبها و روزها مرا از یاد نبرده است.
خدایی که لبخندش برای من تبسم شیرین لحظه هاست
خدایی که خالق شقایقهایی است که پهنه ی دشت رامی پوشاند
خالق فضای عطرآگین جنگلها، خالق مه ای که اطراف آبشارخروشان رامی پوشاند
خالق رنگ زیبای آسمان در هنگام غروب خورشید
خالق پهنه ی سپید دشت که ازبرف پوشیده شده است
خالق بال پرواز پرندگانی که وقتی آسمان به سوی
تاریکی سوق داده می شود،زمزمه ای خدایی سر می دهند
خالق شبهای تاریکی که آرامش را همراه باسکوت به ارمغان می آورد
خالق سپیده دم که چهره ی آرام آسمان،
تاریکی را کنار میزند و نورخورشید را هدیه مان میکند
خدای دوست داشتنیم که هر چه ازاو بنویسم باز کم نگاشته ام
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۱۱/۰۵ ساعت 9:20 توسط ساحل
|
براستی چه کسی ستون هایی که به وسیله آن آسمان برفراز سرمان برافرشته و استوار است را دیده است؟ خوب بنگرید. شاید بتوان دید.